مقدمهای بر معماریهای RPC و مبتنی بر رویداد
در دنیای برنامهنویسی و توسعه نرمافزار، درک نحوه عملکرد سیستمهای توزیع شده بسیار حیاتی است. یکی از جنبههای کلیدی که میتواند به رفتار این سیستمها در شرایط مختلف کمک کند، استفاده از retries یا تلاشهای مجدد برای انجام درخواستها است. به ویژه در معماریهای مبتنی بر تماسهای دور (RPC) و معماریهای مبتنی بر رویداد، فهم این که چگونه retries میتوانند منجر به شکستهای زنجیرهای شوند، میتواند به طراحان و توسعهدهندگان کمک کند تا سیستمهای پایدارتری بسازند.
معماری RPC چیست؟
معماری Remote Procedure Call یا RPC یک الگوی ارتباطی است که به برنامهها این امکان را میدهد تا از خدماتی که در دیگر سیستمها یا نقاط دیگر اجرا میشود، استفاده کنند. در این روش، کلاینت و سرور با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و کلاینت با ارسال یک درخواست به سرور، انتظار دریافت پاسخ را میکشد. این نوع ارتباط به صورت همزمان (سینکرونوس) انجام میشود و میتواند مشکلات خاصی از جمله تأخیر در پاسخ و شکست در دریافت پاسخ را به همراه داشته باشد.
معماری مبتنی بر رویداد
به خلاف معماری RPC، معماریهای مبتنی بر رویداد به صورت غیرهمزمان (آسنکرونوس) عمل میکنند. در این روش، ارسال و دریافت رویدادها به طور مستقل انجام میشود و سیستمها میتوانند با همدیگر بدون اینکه به صورت مستقیم به یکدیگر وابسته باشند، ارتباط برقرار کنند. این معماری معمولاً انعطافپذیری بیشتری را ارائه میدهد و میتواند با بارهای بالاتر و مقیاسهای بزرگتر به خوبی عمل کند.
موارد استفاده از Retries و چالشهای آن
تلاشهای مجدد (retries) معمولاً در برنامهها مورد استفاده قرار میگیرند تا تحویل یک درخواست را تضمین کنند. این کار به ویژه در سیستمهای توزیع شدهای که ممکن است دچار خطاهای موقتی شوند، ضروری است. اما اگر به درستی پیادهسازی نشود، میتواند منجر به زنجیرههای شکست شود.
- زنجیره شکست در RPC: در سیستمهای RPC، اگر یک درخواست با انبوهی از تلاشهای مجدد مواجه شود، میتواند باعث افزایش بار سرور و در نتیجه زمان پاسخدهی بیشتر گردد.
- زنجیره شکست در سیستمهای مبتنی بر رویداد: در این سیستمها، تلاشهای مکرر برای پردازش یک رویداد میتواند منجر به ناپایداری در کل معماری شود، زیرا منابع به طرز غیرکارآمدی استفاده میشوند.
چگونگی آزمایش این دو معماری
برای درک بهتر چگونگی عملکرد این معماریها تحت بار و خطا، میتوان از شبیهسازیهای واقعی با شرایط متغیر استفاده کرد. برای مثال:
- ایجاد خدمات پاییندستی با تأخیرهای زمانی مختلف و شرایط بار اضافی.
- استفاده از ترافیک ناگهانی برای بررسی چگونگی پاسخ هر دو معماری.
نتیجهگیری
در نهایت، درک عمیق از چگونگی تأثیر retries بر زنجیرههای شکست در سیستمهای RPC و معماریهای مبتنی بر رویداد به توسعهدهندگان کمک میکند تا سیستمهایی با عملکرد بهتر و پایدارتر ایجاد کنند. با توجه به پیشرفتهای روزافزون در هوش مصنوعی و سایر تکنولوژیها، بهینهسازی این فرایندها میتواند تأثیر بسزایی در کیفیت خدمات ارائه شده داشته باشد.


